مهمان گرامی به انجمن خانواده کوچ خوش امدید. لطفا برای دسترسی به تمام امکانات سایت اینجا کلیک کنید ثبت نام شما به سرعت انجام خواهد شد و شما میتوانید در جمع گرم خانواده کوچ فعالییت خود را اغاز کنید و از همه امکانات سایت که برای کاربران مهمان غیرفعال شده است استفاده کنید. منتظر حضور گرم شما در جمع بزرگ خانواده کوچ هستیم .
دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .
تالارهای گفتوگوی نور ازمهدی


+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 23

تعداد نمایش : 2094 , تعداد پاسخ ها : 22
موضوع: دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

  1. Top | #1
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    از دفتر خاطرات یک خانم

    این نوشته زنونه است. خیلی خیلی هم زنونه است. قطعا آقایون دوست داشته باشن و حس کنجکاوی (زنونه) هم داشته باشند می خونندش. منتها…نه به درد دنیاشون میخوره و نه به درد آخرتشون و نه مطلب جدیدی که ندونند توش داره. خلاصه….آقایون می تونن بخونن. می تونن بی خیال شن و نخونن. راستا حسینی من راحت ترم آقایون نخوننش. اگه هم خوندنش…به هر حال سایت عمومیه دیگه.
    جونم براتون بگه این تغییرات هورمونی ماهیانه ی خانوم ها عوارض جنبی و غیر جنبی جسمی و روحی داره.
    آدم جسما خسته ی خسته می شه. روحا خسته تر!
    این دخترک همکار من می گه خانوم ها در دوره ی پریود قوی تر می شند. خداییش فکر نمی کنم.
    بامزه این که شخصا از بی حالی جسمی اش لذت وافر می برم اگه زمان برای استراحت داشته باشم. اما این که به شدت منفی باف می شم و خودم رو ریز می بینم (!!! کلمه ی بهتر براش پیدا نکردم.!) اذیت می کنه. اگه مواقع عادی فکر کنم ملکه ی زیبایی هستم در اون دوره قطعا فکر می کنم از زشتی یه چیزی به فرانکشتن بدهکارم. اگه در مواقع عادی فکر کنم از ذکاوت و نوآوری دست ادیسون رو از پشت بسته ام در اون دوره فکر می کنم از شدت حماقت یه چیزی به زیر خط منگولیسم بدهکارم. اگه مواقع عادی فکر کنم تا ابدیت برای کارهایی که دوست دارم انجام بدم وقت دارم در اون دوره فکر می کنم زندگی من چند دقیقه است که تموم شده و خودم نفهمیده ام. اگه مواقع عادی فکر کنم از بذله گویی دست راسل پیترز رو از پشت بسته ام در اون دوره فکر می کنم یخ تر و بی نمک تر از من در کره ی زمین راه نرفته. اگه مواقع عادی فکر کنم همه ی ملت دنیا دوست دارند با من معاشرت کنند در اون دوره فکر می کنم عامه ی خلق ملت دلشون از قیافه ی من به هم می خوره. اگه در مواقع عادی دنیا و ملتش و این که سکنه ی دنیا چی می گند و چی فکر می کنند برام مهم نباشه در اون دوره حساسیت ام به ملت و گفتار و کردارشون یک به صد میلیون بالا میره. یک کلام اگه در مواقع عادی سرشار از شور شیرین زندگی باشم در اون دوره به نظرم میاد بهترین زندگی برای کره ی ارض و سکنه اش بدون وجود ذیجود من میسر باشه!!!!!! (یعنی…همچی مهم ام در به هم زدن زار و زندگی کلیه ی سکنه ی ارض و سماوات!!!!)
    خلاصه همچین که پنداری زیر یه بار سنگین سنگین روحی مونده باشی واسه ی هر نصفه قدم روحی تلاش مضاعف باید بکنی تا هورمون ها کارشون با بدنت تموم بشه و طبیعت چیزی که بهت داده بوده رو باز بعد از اتمام هرج و مرج هورمون ها بهت برگردونه.

    این دختره امروز می گفت به جای این که با تمام این تغییر حالت های روحی مبارزه کنی -هر بار سعی می کنم یادم بیفته که تمام این تغییر حالت ها و گذرها از حال خوب به حال بد ریشه دار نیست و فقط و فقط به خاطر هورمون هاست و بس- سعی کن بپذیری و خودت رو بدی دستشون.
    فکر کردم ایده ی بدی هم نیست. اگه طبیعته خوب همینه که هست. لابد باید پذیرفت و دل به دلش داد.

    حالا منتها روش خودم اینه که قبل از شروع تلاطمات هورمونی اون دوره ای که حالم خوبه و بشکن می زنم حداقل یه کار بزرگ قابل ذکر انجام بدم که در تمام دوره ی تلاطمات هورمونی یادم بیفته و فکر کنم عجب دمم گرمه!!!!

    روش سوم این که با توجه به این که دیگر تصمیم خاصی در مورد بچه دار شدن ندارم یه روش برای یایسه شدن پیدا کنم. به دکتر محترم بگم می خوام هورمون هام یه جوری بشن که همیشه شاد و شنگول و بشکن زنون باشم و خلاصه یه بارکی اش کنم!
    قطعا یایسه یا غیر یایسه..مرد یا زن یا خنثی یا بچه یا بزرگ قصد و مراد اصلی زندگی شادی است و خوشحالی و موفقیت و احساس خوب نسبت به خود.
    اگه همه ی اینها بدون رحم یا بدون هورمون یا به شرط یایسگی یا به شرط چاقو یا هر جور دیگه میسره خوب تکلیف روشنه دیگه!
    2 نفر این پست را پسندیدند : alexjon, شورآفرین
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  2. Top | #2
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    بیا تو دامم مرد عزیز !

    یکی از مشکلات اصلی ما بانوان جوان و زیبا (!) اینه که نمی دونیم در رابطه با پسری

    که بهمون حالا یا به صورت لفظی و مستقیم یا ضمنی و غیر مستقیم ابراز علاقه می کنه،
    چه رفتاری از خودمون ول بدیم! حالا تازه وقتی خودمونم از طرف بدمون نمی یاد و یه
    جورایی ماهم می خوایم جذبش کنیم که اوضاع وخیم ترم می شه ! یا ازونور دیوار می
    افتیم تو جوب و لنگ و لقد می ندازیم و طرفو فراری می دیم یا ازینور دیوار با سر می
    افتیم تو خاکی و همینجور دنبال طرف موس موس می کنیم !! مثلا می خوایم همچین خوب
    جذبه امونو به رخ یارو بکشیم و مغرور باهاش برخورد کنیم که شأنمون بره بالا و اونم
    حساب کار دستش بیاد، که اینجوری طرف معمولا از بیخ زده می شه و یال و کوپال و دمبشو
    می ذاره رو کولش و در می ه و می گه نه خودتو خواستم نه ناز و قر و اطوارتو، یا
    زیادی یهو خودمونو ول می دیم و آویزون طرف می شیم و قربونش می ریم که ایندفعه طرف
    فک می کنه چه خبره و از کجای فیل افتاده و باد می ره تو غبغبش و اینبار خودمون
    مجبوریم یارو رو ول کنیم و بریم دنبال زندگیمون، که خوب هر دو روش هیچ نتیجه ای
    ندارن و منجر به هیچ رابطه ای هم نمی شن! منتها آبجیتون که من باشم، یه راه حل
    سومیم دارم.
    تو همچین شرایطی(یه بار دیگه برای اون بچه های ته کلاس که معلوم نیست زیر میز دارن
    به چی چی ور می رن توضیح می دم که منظور از "شرایط" زمانیه که پسری از تو خوشش
    اومده و داره یه جورایی بهت سیگنال می ده و توام ازش بدت نیومده و دنبال راهی می
    گردی که هم بیشتر جذبش کنی هم زیادی گشنه تشنه به نظر نیای و یه کمم کلاس و شخصیتت
    حفظ بشه در عین حال!) آره... داشتم می گفتم. تو همچین شرایطی آدم باید خوب طرفو
    بسنجه ببینه تا کجا پیش رفته. فقط خوشش اومده، دلش رفته، عاشق شده یا چی ؟! مهمترین
    نکته اینه که یک دختر با رفتار صحیح به طرفش میدون بده که نترسه و بیاد جلو. گاهی
    حتی لازمه آدم خودش حرفو بذاره تو دهن پسره تا اونم یه کم روش وا بشه و جرات کنه به
    حرف بیاد.
    مثلا فرض کنید باهم همکارین، جفتتونم از هم بدتون نمیاد، و حالا شما به عنوان یه
    دختر دنبال روشی هستین که پسرک رو بیشتر جذب کنین و حرفشو از زیر زبونش بکشین
    بیرون.
    خودتونو در معرض دیدش بذارید ولی نه زیاد از حد. مثلا تو یه موقعیت مناسب که طرف از
    اتاقش میاد بیرون برای انجام کاری، شما هم جلوش در بیاید و یه لبخند ملیح هم بزنید
    و بگذرید. ولی اولا باید مکانشو درست در نظر بگیرید، مثلا آقا داره از در توالت
    میاد بیرون و هنوز داره زیپ شلوارو می کشه بالا از تو چشاش در
    نیاید !! بعدم به دفعات زیاد در یک روز اینکارو نکنید، یک یا حداکثر دوبار کافیه.
    بعد از چند روز که روزی یکی دوبار جلوی چشمش خارج از زمان معمولی ظاهر شدین،
    احتمالا مثلا صداتون می زنه و به یه بهانه ای یه حرفی پیش میاره. با لبخند و اعتماد
    به نفس سر جاتون بایستید و طوری نگاهش کنید که بهش جرات حرف زدن بده. معمولا بار
    اول و دوم هم آقایون در همچین شرایطی از زمین و آسمون و باد و هوا حرف می زنن و
    عمرا اگه برن سر اصل مطلب! شما هم تو این شرایط، برای اینکه کمی هم ناز کرده باشید
    بعد از ۳-۴ تا جمله ی بی ربطی که راجع به آسمون قرمبه ی دیشب و تگرگ فردا صبح اونم
    وسط تابستون(!) باهاتون حرف زد، طوری وانمود کنید که همین الان یادتون افتاده کاری
    دارید و باید سریع برید دنبال انجام اون کار. با یه لبخند ملیح و دلربا یه خداحافظی
    سریع بکنید و راه بیفتید برید و مطمئن باشید که در اکثر مواقع هم از پشت در حال
    برانداز کردن شما می مونن پس درست راه برید و شلنگ تخته نندازین ! با این رفتار،
    اولا که کمی در لفافه ناز کردید و دوم هم اینکه متوجه می شه باید حرفشو سریع بزنه و
    نباید وقتو از دست بده و برای دفعه ی بعدی برنامه ی بهتری می چینه که چه جوری
    صحبتشو شروع کنه.
    خب این یه نمومنه ی خیلی ساده و ابتدایی بود که مسلما تو شرایط متفاوت نوع برخوردها
    هم باید فرق بکنه. همیشه به این توجه کنید که در ظاهر ممکنه اینطور به نظر برسه که
    بیشتر اوقات آقایون شروع کننده ی یک رابطه هستن، ولی این دختره که می تونه و باید
    با نوع رفتار و عملکرد درستش به پسر هم میدون بده. آبجی جان، رودرواسی که نداریم،
    یه جورایی اصلا اون اولش باید سیستم "با دست پس می زنه با پا پیش می کشه باشه "!!!!
    :))
    4 نفر این پست را پسندیدند : Abrane, alexjon, شورآفرین, شبنم6125
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  3. Top | #3
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    دختركان مصنوعي
    خداییش نمیدونم چرا خیلی از خانمهای ایرانی به جای اینکه به فکر هیکلشون باشن بیشتر به فکر صورتشون هستن! اونم با آرایشهای وحشتناک خلیجی و امثالهم که تازگیا مد شده! یعنی من موندم اگه این مانتو و چادر نبود، این خانمها اینهمه چربی اضافی رو کجا قایم میکردن؟! تازه اینم در نظر بگیرین که بعضیاشون به قدری اعتماد به نفسشون زیاده که در حالیکه پشتشون سه لایه چربی زده و شیکمشون ۴ لایه چربی اضافی داره، بازم یه مانتو تنگ میپوشن و میان خیابون!
    اصلا من هر وقت استخر میرم شاخ در میارم از تعدد خانمای چاقی که به جای اینکه شنا کنن و لااقل یه کم به فکر وزنشون باشن، نشستن تو جکوزی و دارن غیبت می کنن! و یا اینکه مایوهای خوشگل مشگل پوشیدن و علیرغم اونهمه چاقی با اعتماد به نفسی در حد خدا بیخود و به بهانه های مختلف دور استخر میچرخن که لابد همه مایو و یا لباس زیرشون رو ببینن! جدی میگما حالا این دفعه که استخر زنونه تشریف بردین کمی حرکات خانوما رو زیر نظر بگیرین شیر فهم میشین:D
    من که دیگه هر وقت استخر میرم، دیگه قسمت جکوزی و سونای بخارش رو نمیرم! چون معمولا پره از زنهای خیلی چاقی که واسه خودشون نشستن و دارن غیبت می کنن! بابا یه کم به فکر سلامتی تون هم باشید!
    توی مجالس جشن عروسی و عقد که اصلا هیچی. نمیدونم به خاطر محدودیتی که توی بیرون هست اینطوریه یا واقعا خانمهای ایرانی علاقه به این دارن که توی مجالس لباساشون هرچی لخت و پتی تر باشه و آرایششون هم به شدت تو ذوق بزنه:)) حالا اگه یکی هیکل میزون باشه من اصلا مشکلی نمی بینمها، تصور کنین یه خانم خیلی چاقی که بازوهاش رو انداخته بیرون! یا مثلا با اونهمه چربی دور کمرش، لباسش از پشت بازه! حالا بگذریم از اونهایی که دامن کوتاه می پوشن و یا دامن بلندی که از روی کمر یه چاک داره. جدا صحنه های خنده داری خلق میشه. اونوقت همین خانم رو می بینی که اندازه چند میلیون طلا فقط توی گردن و دستش هست. خوب بابا رژیم گرفتن و لاغری که خرجش خیلی کمتره! تازه هیلکت هم میزون تر میشه نیازی به اینهمه جواهر و زنبل و زینبول هم نیست:khande
    اینا رو گفتم که بگم کلا تالارهای مجلس عروسی و عقد به خصوص توی قسمت زنها بیشتر شبیه هفته مد لندن هستش:)) یعنی بیشتر فشن بازاره تا چه میدونم مجلس عروسی. اکثر خانما حدودا ۳ بار لباس عوض می کنن و هربارم با ست جواهرات مخصوص اون لباس و حتی سایه چشمشون رو هم سعی میکنن باهاش ست کنن:))
    * این پست حالا باعث شد که یاد این مقاله بیفتم که جهت نمایش لینک ها باید عضو باشید برای ثبت نام کلیک کنید.) البته که من با عنوان و صد البته متن مقاله موافقم. البته این مقاله گفته که چطور از هر ۱۰ تا زن، ۹ تاشون تقلب می کنن تا خشگل به نظر بیان:P
    واقعیتش اینه که به نظرم همه زنها میدونن چقدر جذاب هستن و چقدر دیگه میتونن جذاب بشن و البته چطوری میتونن اینکارو بکنن. یکی از مرسوم ترین و ساده ترین و کم خرجترین روشهاش هم همین آرایش هست! البته تا زمانی که معجزات آرایش رو از نزدیک ندیده باشید نمیتونین راجع بهش نظر بدین. مثلا افرادی رو از نزدیک بی آرایش و با آرایش ندیده باشید:khande
    من اصلا کلا خیلی از آرایشگرها و محیط آرایشگاه خوشم نمیاد. اما عروسی پسر خاله ام، دختر خالم واسه ماها نوبت گرفته بود و اونوقت زمان رو یک ساعت زودتر شنیده بود! یعنی ما یکساعت زودتر رفتیم و چون راه دور بود مجبور شدیم همونجا بشینیم. بعدشم من فرصت رو غنیمت شمردم و زیر نظر گرفتن ملت رو شروع کردم. مثلا تصور کنین یه خانمی رو که هیچ آرایشی نداشت و حتی صورتش رنگ پریده بود و چشماش حالت مرده ای داشت. بعدش همین خانم رفت زیر دست اون آرایشگر ماهر. باید ببینین چند درجه تغییر کرده بود و چی شده بود. حالا همون خانم با اون آرایش رو اگه یه لباس مجلسی شکیل بپوشه دیگه میشه آخرش:)
    اصلا همه خانمها بعد از یه مدتی خودشون اینو میفهمن که چیکار کنن خشگلتر میشن. ولی خوب یه سری از اونها نیازی به آرایش نمی بینن یعنی اعتقاداتشون یا اصلا نظر شخصی شون مایل به آرایش توی کوچه و خیابون نیست اونم در حدی که توی ایران دیده میشه. مثلا الان دیگه دختر ۱۶ ساله رو هم که ببینین موهاش رو مش کرده و ابرو تاتو کرده و از بالای پیشانی گرفته تا زیر گردنش رو قشنگ آرایش می کنه و بعدشم ناخن دست و پا مانیکور شده و کرم پودر زده تشریف میاره خیابون و دانشگاه و محل کار:)
    خیلیام که معروفن عقلشون به چشمشونه بنابراین همچین دختری بیشتر جلب توجه میکنه و توی چشم دیده میشه تا یه دونه ساده و بی آلایشش که تازه این روزا یافت می نشود و اگه هم بشود خیلی بها بهش نمیدن. (تو ایران اینطوریه ها) جاهای دیگه دنیا اینطور آرایش مال زنهای طبقه خاصی هست! عموم زنها فوقش یه رژ لب میزنن:khande
    صورت رو اگه میزون نباشه، حالا میشه با آرایش روبه راهش کرد، ولی اگه هیکل زیاد چاق و یا لاغر باشه، متاسفانه نمیشه و یا به سختی میشه، یا به هر حال چیز خوبی از آب در نمیاد :khande
    ویرایش توسط NAB : ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ در ساعت 17:09
    3 نفر این پست را پسندیدند : alexjon, شورآفرین, شبنم6125
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  4. Top | #4

    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    193
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    359
    پسندیده
    238
    مورد پسند
    184 بار در 129 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    من دو سه خط اولشو كه خوندم،از خوندن بقيه اش منصرف شدم:mozi
    اما خيلي دوست مي داشتم بخونمش:khandeقلم نافذي داري :gol:khande
    مورد پسند از : NAB

  5. Top | #5
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط Markopolo نمایش پست ها
    من دو سه خط اولشو كه خوندم،از خوندن بقيه اش منصرف شدم:mozi
    اما خيلي دوست مي داشتم بخونمش:khandeقلم نافذي داري :gol:khande
    مشخص شد كه نخوندي از شكل و شمايلت :khande:gol برو براي اقايون هم مطالبي بس زيبا داريم :mozi:gol
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  6. Top | #6

    بعضیا فقط وقتی مایه آرامشن که اصلا نباشن، کلا نبودشون به آدم آرامش و امنیت میده :)
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    91
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    2,840
    پسندیده
    2,001
    مورد پسند
    1,507 بار در 923 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    منم که نخوندم. به جون خودم نخوندم
    ولی باید بگم نکات جالبی بود که دونستنش برای آقایون هم خالی از فایده نیست
    تنک یو مم
    2 نفر این پست را پسندیدند : BiBaK, NAB
    قربون امسال برم
    عجب سالیه امسال
    پر از شگفتی میشه، باور کن



    من کوچک بودنم را حفظ میکنم
    در صورتی که شما هم اینقدر از بزرگیتان سوء استفاده نکنید

  7. Top | #7

    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    193
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    359
    پسندیده
    238
    مورد پسند
    184 بار در 129 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماه شب چهارده نمایش پست ها
    مشخص شد كه نخوندي از شكل و شمايلت :khande:gol برو براي اقايون هم مطالبي بس زيبا داريم :mozi:gol
    ولي در كل با حرفات موافقم:khandeنخوندمشا:khande
    مورد پسند از : NAB

  8. Top | #8

    The best going is for forgeting!!!!!!
    عنوان کاربر
    کاربرفعال بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    6
    وضعیت تاهل
    مجرد هستم
    جنسيت
    نوشته ها
    7,599
    نوشته های وبلاگ
    7
    پسندیده
    13,112
    مورد پسند
    9,363 بار در 4,583 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    آقايوني كه خوندن يه خلاصه بزارن من سرم درد ميكنه حال ندارم بخونمش

    من خودم هستم
    بيخود اين آينه را روبه روي خاطره نگير
    هيچ اتفاق خاصي نيفتاده است
    تنها شبي هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزار ساله برخاستم


  9. Top | #9

    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    232
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    630
    پسندیده
    161
    مورد پسند
    307 بار در 211 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    به به آقايون
    اون بالا ميزدن ورود خانوما ممنوع آقايون عمرا اگه ميمودن
    مورد پسند از : persian_girl
    خدای من...

    دستانت که مال من باشند

    هیچ کس مرادست کم نمی گیرد!
    با تشکر!!!

  10. Top | #10

    به خلوت من اگر وارد می شوید، لطفا سکوت را رعایت فرمایید، حتی شما دوست عزیز!
    عنوان کاربر
    آقای ژیگول
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    37
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    4,697
    نوشته های وبلاگ
    5
    پسندیده
    5,781
    مورد پسند
    7,352 بار در 3,060 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    یهنی من نخونم؟
    امروز می شه دخمل بشم؟
    مهتاب بدو بیا رژ بده:khande
    مورد پسند از : Sky Bird
    اینجا ایران است
    وطن من
    اینجا زیاد حرف بزنی عاقبتت این است:

    اوین، آمپول، بهشت زهرا!
    به همین سادگی
    ایلیا.م


  11. Top | #11
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    تو روح تون جف پا صلوات :khande فكر كنم همه برا عنوان تاپيك مياند اينجا حوصله خوندنش رو ندارند :mozi
    3 نفر این پست را پسندیدند : alexjon, safaa, ایلیا.م
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  12. Top | #12

    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    99
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    10,354
    پسندیده
    10,653
    مورد پسند
    6,208 بار در 4,323 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    جدا همه رو قبول دارم مخصوصا پست اولو
    من که نمی فهمم چرا باید اینجوری .... دخملا می دونن جاش چی بذارن
    من یکی که همیشه میگم خدایا این همه بلا سر زن آوردی مرد قوی تر شد چرا نباید حمکتشو نشون من بدی
    متانت وقار ازدواج 9 ماه حمل یه بار که واقعا در توانت نیست درد زایمان نخوابیدن شبا غم و رنج دردای بچه ات سهم مردا چیه؟
    اسم شناسنامه و نام پدر؟
    چرا ؟
    یکی جواب منطقی بده
    نمی کم بکارت بده خیلی هم قبولش دارم ولی بکارت مردا چیه؟
    فکر کنم این مطالب زنونه اس نه نیست درد و رنج یه زن که هیچ فرقی نداره کجای دنیا باشه یا دینش چی باشه
    نمی گم مردا نخونن که اتفاقا دوست دارم بخونن تا بدونن وقتی خیلی راحت از کنار خیلی چیزا می گذرن و گور بابای وجدان بدونن چه ضربه ایی می زنن و زخمی رو دل زن می ذارن
    بدونن اگه فکر رابطه داشت زنشون یا خواهرشون با یه غریبه بده همون اندازه فکر بودن برادر پدر شوهر پسر با یه غریبه بد و خرد می کنه
    تو مورد اول همه حق می دن که صحبت شه که خالی شی ولی تو مورد دوم چی ؟
    تاحالا فکر کردن وقتی به دختر تجاوز می کنن حالا هر جوری که باشه دیگه خواهرشون کتارشون احساس امنیت نداره؟
    دیگه چیزای کوچیکه بزرگ میشه و چیزای بزرگ غیر قابل بخشش؟
    یه ذره فکر کنن
    یه ذره منطق داشته باشن
    بعد تصمیم بگیرن
    دوست دارن چطوری زندگی کنن
    99 درصد کسایی که اومدن خوندن پسر بود ولی چند درصد فقط واسه خاطر این که درست تصمیم بگیرن اومدن؟
    چند درصد واسه خندیدن و اسه سوء استفاده ؟

    نمی دونم
    ویرایش توسط alexjon : ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ در ساعت 01:59
    5 نفر این پست را پسندیدند : adamak, darv1sh, n268, NAB, persian_girl

  13. Top | #13
    NAB
    NAB آنلاین نیست.

    انسان نیستم.محصولِ هراس ِ خدایانم.از فراموشی!
    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /بهمن/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    226
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    11,706
    نوشته های وبلاگ
    20
    پسندیده
    9,880
    مورد پسند
    12,342 بار در 6,297 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    خوبه یک نفر پیدا شد قبول داشته باشه:gol
    امشب با خاطرات دیگر :khande
    مورد پسند از : alexjon
    هيچ چي نمونده از من جز يه نگاه غمگين
    تو سينه ي سرد من مونده يه بغض سنگين
    بر روي صورت من مشخص خستگي
    خسته از اين همه درد تنهايي و بي کسي
    سر مي کنم روزامو تو تاريکي و ظلمت
    به دنياي پر از غم داد و هوار و لعنت
    حالا تو رفتي و من موندم تو اينجا بي تو
    نشد برم سراغ يه عشق تازه و نو

  14. Top | #14

    عنوان کاربر
    کوچ نشین
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    8
    وضعیت تاهل
    متاهل هستم
    جنسيت
    نوشته ها
    7,758
    نوشته های وبلاگ
    11
    پسندیده
    15,817
    مورد پسند
    18,017 بار در 5,709 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    کی حال و حوصله داره این همه شر و ور رو بخونه
    اگه میشه به صورت تصویری توضیح بدید
    یکهو می بینی روزی رسید که/خیلی خوشحال بودم،/راضی و آرام/...!!

  15. Top | #15

    عنوان کاربر
    شکوفه گیلاس
    تاریخ عضویت
    /دی/۱۳۸۹
    شماره عضویت
    97
    وضعیت تاهل
    انتخاب نشده
    جنسيت
    نوشته ها
    5,208
    پسندیده
    9,613
    مورد پسند
    10,206 بار در 4,135 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پیش فرض پاسخ : دفتر خاطرات يك خانم اقايون نخونند .

    همه رو دقیق خوندم قشنگ بود..جالب بود...و قابل تامل
    نظرم رو حتما در مورد همهشون میگم خصوصا مورد دوم!
    از سبک نوشتنت و قلمت هم خیلی خوشم اومد..خیلییییییی
    :gol
    مورد پسند از : alexjon
    صبح علی‌الطلوع راه خواهيم افتاد
    می‌رويم،‌ اما نه دورتر از نرگس و رويای بی‌گذر،
    باد اگر آمد
    شناسنامه‌هامان برای او،
    باران اگر آمد
    چشمهامان برای او،
    تنها دعا کن کسی لایِ کتابِ کهنه را نگشايد
    من از حديث ديو و
    دوری از تو می‌ترسم ... ری‌را!

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

خاطره اولین پریود

خاطرات پریود

خاطره ی اولین پریود

خاطرات اپیلاسیون

خاطرات پریودی

خاطرات پریود شدن

خاطرات اولين پريودخاطرات اولین قاعدگیخاطرات پريودمخاطره های اولین پریود یکخاطرات اولین اپیلاسیونخاطرات پريودمتن براي شروع دفتر خاطراتخاطرات یک خانمخاطره پریود شدنخاطره اولین باری که پریود شدینخاطرات پریود دخترانخاطره ي اولين بار كه پريود شدمخاطره ی اولین روز پریودhttp:www.koooch.comthread1585.htmlخاطره از كوس موسدفترخاطرات يك دوستمتن دفتر خاطرات کوتاهمتنی برای دفتر خاطرات دخترانخاطرات پرییود

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اطلاعات تماس با مدیریت
جهت ارتباط با مديریت خانواده کوچ مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : Admin[@]koooch[.]com
SMS : -----------
خانواده کوچ مجددا توسط سرور های قدرتمند HostDL پشتیبانی میشود
طراحی وکدنویسی توسط تیم قدرتمند Vbiran.ir